ا

اﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﮔﺮﮒ ﺑﻮﺩﯼ ، ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﯼ ؟
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻠﻒ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ ،
ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﺣﻤﻠﻪ ﻧﻜﻨﻨﺪ .
ﺍﺯ ﮔﺮﮔﯽ ﻫﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﮔﺮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﻮﺩﯼ ، ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﯼ ؟
ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺑﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﻣﯽ آﻣﻮﺧﺘﻢ ﻛﻪ ﭼﻪ ﻃﻮﺭ ﺑﺎ ﺩﻭ ﭘﺎﯼ ﻋﻘﺒﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺑﺰﻧﻨﺪ
ﻭ آﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻜﺸﻨﺪ .ﺫﺍﺕ ﻫﯿﭻ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩ
ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ ﺫﺍﺗﺸﺎﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﻛﻨﺪ!


به بهلول گفتند که :
فلانی هنگام تلاوت قرآن ، چنان از خود بیخود می شود که نقش بر زمین می شود و غش می کند .
بهلول گفت : او را بر سر دیوار نهید تا تلاوت کند ، اگر غش کرد ، در عمل خود صادق است 
دیدگاه ها (۱)

❤ ️❤ ️ از ته دلت بخون❤ ️❤ ️گفتم گرفتارم خدا گفتی که ...

دوستی را که چشم انتخاب کندممکن است محبوب دل نشودولی آن را که...

تو" جا زدے ... ؛"من" جا خوردم ... ؛"او" جا گرفت ...همین یڪ ج...

عاشق شدن...عاشق ماندن میخواد....غیرتِ تعهد دادن و پای تعهد م...

💞 𝑰 𝑳𝑶𝑽𝑬 𝒀𝑶𝑼 💘♢ﻣﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺣﺪﺱ ﺯﺩﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ !ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ...

🌷🌷🌷ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ...ﺍﻣﺎ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﻨﮕﻔﺮﺵ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ...

🌱🍒باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺍﻋﺼﺎﺑﻢﺗﻘﺼﯿﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ...ﻣ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط