Endless Song
Endless Song
Is it hard to go on
Make them believe you are strong
Don’t close your eyes
All my nights felt like days
So much light in every way
Just blink an eye
I used to be someone happy
You used to see that I’m friendly
All your smiles, all is fake let me come in
I feel sick, gimme your arm
From the shadow, to the sun only one
Step and you’ll burn
Don’t stay too high
I used to be someone happy
You used to see that I’m friendly
Is it why in your tears
I can smell the taste of fears
It’s all around
All my laughs, all my wings
They are engraved inside your ring
You were all mine
I used to be someone happy
.You used to see that I’m friendly
ادامه دادن سخت است؟
کاری کن باور کنند که تو قوی هستی
چشمات رو نبند
همه ی شب هایم احساس روزرا به من می دهند
در هر مسیری پر از نور است
فقط چشمت را بهم بزن
من آدم خوشحالی بودم
تو باید می دیدی که من چقدر دوستانه ام
تمام خنده هات ، تمامش دروغینه
بگذار بیام داخل، احساس می کنم که مریضم
بازویت را به من بده
از سایه به آفتاب خورشید
فقط یک قدم دیگه … و تو خواهی سوخت
زیاد بالا نمون
برای همینه که تو اشکات می تونم ترس را مزه کنم
همه ی آن ها (ترس ها) این اطراف اند
همه ی خنده های من ، همه بال های من
آن ها داخل حلقه ی تو دفن شدند
تمام تو برای من بود
من آدم خوشحالی بودم
تو باید می دیدی که من چقدر دوستانه ام.
Is it hard to go on
Make them believe you are strong
Don’t close your eyes
All my nights felt like days
So much light in every way
Just blink an eye
I used to be someone happy
You used to see that I’m friendly
All your smiles, all is fake let me come in
I feel sick, gimme your arm
From the shadow, to the sun only one
Step and you’ll burn
Don’t stay too high
I used to be someone happy
You used to see that I’m friendly
Is it why in your tears
I can smell the taste of fears
It’s all around
All my laughs, all my wings
They are engraved inside your ring
You were all mine
I used to be someone happy
.You used to see that I’m friendly
ادامه دادن سخت است؟
کاری کن باور کنند که تو قوی هستی
چشمات رو نبند
همه ی شب هایم احساس روزرا به من می دهند
در هر مسیری پر از نور است
فقط چشمت را بهم بزن
من آدم خوشحالی بودم
تو باید می دیدی که من چقدر دوستانه ام
تمام خنده هات ، تمامش دروغینه
بگذار بیام داخل، احساس می کنم که مریضم
بازویت را به من بده
از سایه به آفتاب خورشید
فقط یک قدم دیگه … و تو خواهی سوخت
زیاد بالا نمون
برای همینه که تو اشکات می تونم ترس را مزه کنم
همه ی آن ها (ترس ها) این اطراف اند
همه ی خنده های من ، همه بال های من
آن ها داخل حلقه ی تو دفن شدند
تمام تو برای من بود
من آدم خوشحالی بودم
تو باید می دیدی که من چقدر دوستانه ام.
- ۵۳۵
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط