عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردم

عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردم
توی این خلوت شب باز صدایت کردم

سیب سرخی شدی و دست رقیب افتادی
من چو حوّا نشدم ،زودرهایت کردم

او به تو داددل و قلب تو هم راضی شد
از غمت سوختم و بازدعایت کردم

گرم آغوش رقیبم شدی و یادت رفت
قبل او در دل خود همچوخدایت کردم
دیدگاه ها (۴)

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم من سکوتی بی هدف بودم ولی...

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم....از یقین گفتی برایم،پاک بی...

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنمدین و دنیای منی قصد سجودت...

رفتی و در این خانه دگر همهمه ای نیستاز شعر محبت، غزلی، زمزمه...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

پارت سه

پارت هفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط