The unwanted Roommate
The unwanted Roommate
ویو جئون جونگ کوک:
از امروز که وارد شرکت شدم یچیزی عادی نبود........... هروقت میرفتم پیش یورین هانا بلا فاصله خودشو میچسبوند و نمیزاشت..........
یعنی من از صبح فرشتم رو ندیدم.......
امروز هانا وسط کار مرخصی گرفت و از شرکت رفت......
نفس راحتی کشیدم...... رفتم تث اتاق یورین که دیدم سوهو اومده تو اتاقش و باهاش حرف میزنه وارد شدم و در رو پشت سرم بستم که یورین گفت
+«سلام کوکی خوبی»
لبخند ارومی بهش زدم که دیدم سوهو با حسادت بهمون نگاهی میکنه.... نیشخندی زدم و بدون توجه رفتم کنار یورین نشستم سوهو هم جلومون که سوهو شروع کرد به حرف زدن
ویو جئون جونگ کوک:
از امروز که وارد شرکت شدم یچیزی عادی نبود........... هروقت میرفتم پیش یورین هانا بلا فاصله خودشو میچسبوند و نمیزاشت..........
یعنی من از صبح فرشتم رو ندیدم.......
امروز هانا وسط کار مرخصی گرفت و از شرکت رفت......
نفس راحتی کشیدم...... رفتم تث اتاق یورین که دیدم سوهو اومده تو اتاقش و باهاش حرف میزنه وارد شدم و در رو پشت سرم بستم که یورین گفت
+«سلام کوکی خوبی»
لبخند ارومی بهش زدم که دیدم سوهو با حسادت بهمون نگاهی میکنه.... نیشخندی زدم و بدون توجه رفتم کنار یورین نشستم سوهو هم جلومون که سوهو شروع کرد به حرف زدن
- ۹۲۶
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط