پارت سیزدهم💚✨

پارت سیزدهم💚✨
ویو تهیونگ
با دستم چشاش رو بستم و بوسه ای طولانی رو آغاز کردم اون فقط ۱۵ سالشه سعی کردم بوسه ای آروم رو داشته باشیم لبای پفکی و نرمش دیوونم میکرد با هر نیرویی که داشتم سعی کردم جلوی خودم رو بگیرم اولش باهام همکاری نمی‌کرد ولی بعد آروم آروم دعوت من رو پذیرفت و ادامه داد
ویو ا/ت
هنگ کردم نمی‌دونستم چیکار کنم راستش وسوسه شدم و من هم همکاری کردم بوسه رو تموم کرد و داشت نگام میکرد و لبخندی زده بود که سعی داشت خنده اش رو کنترل کنه
+ب.به چی میخندی؟
-به تو (خنده)
+چرا به من میخندی
-چون خنده داری (خنده)
+خودت خنده داری به من نخند
همینجوری داشتم به تهیونگ بالش پرت میکردم و با مشت های کوچولوم تهیونگ رو میزدم که یهو دستم رو گرفت و جای خودش رو با من عوض کرد الان من زیر اون بودم
-چی شد ساکت شدی؟
+و..ولم کن می‌خوام بخوابم
-مطمئنی نمی‌خوای یه چیز دیگه ای رو امتحان کنی؟
+اااا ولم کن می‌خوام بخوابم
-باشه
ویو تهیونگ
کنارش دراز کشیدم و اون رو کشیدم تو بغلم اولش پشتش بهم بود و موهاش رو نوازش میکردم و بعد از یه ربع روش رو کرد طرف من فهمیدم خوابیده یه بوسه ملایم و کوتاهی رو لباش گذاشتم و بعد خوابیدم


کامنتتتتت
دیدگاه ها (۵)

پارت چهاردم💚✨ویو ا/تصبح با نور خورشید داخل چشمام بیدار شدم ج...

پارت پانزدهم💚✨ویو تهیونگبا این حرفی که زدم ا/ت شروع کرد به خ...

پارت دوازدهم💚✨ویو ا/ترفتم رو تخت دراز کشیدم جوری که پشتم به ...

پارت یازدهم💚✨ویو جونگکوکبا علاقه زیاد خیلی زیاد خیلی خیلی خی...

dark love

---PART 19[ویو جونگکوک]چشم‌هام رو باز کردم…نور اتاق قصر خیلی...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p8رسیدیم مدرسه.با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط