گیوه ها را کندم ، ونشستم

گیوه ها را کندم ، ونشستم
پاها دراب ، من چه سبزم امروز
وچه اندازه تنم هشیار است
نکند اندوهی سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است؟
دردل من چیزی است مثل یک بیشه نور
مثل خواب دم صبح وچنان بی تابم
که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت
بروم تا سر کوه
دورها اوایی است که مر می خواند
دیدگاه ها (۱)

‌‌ ‌ ‌ ‌📼 ׄ در دل من چیزئ‌‍ست، ‌ ‌ ‌ ‌مثل یک ‍بیشہ‌ی نور ‌ ...

دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌آ...

‏در دل من چیزیست‏مثل یک بیشه نور‏مثل خواب دم صبح وچنان بی‌تا...

دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌آ...

گیوه ها را کندم و نشستم، پاها در آب:"من چه سبزم امروزو چه ان...

در دل من چیزی است، مثل یك بیشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان ب...

لب آبیگیوه‌ها را کندمو نشستم پاها در آبمن چه سبزم امروزو چه ...

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور،،مثل خواب دم صبح و چنان...

در دل من چیزی است،مثل یک بیشه نور،مثل خواب دم صبحو چنان بی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط