باران به شیشه می خورد و باد میزند

باران به شیشه می خورد و باد میزند
در من غرور نعره ی امداد میزند
روح جریحه دار من خسته سالهاست
زیر شکنجه یکسره فریاد میزند
ما را اسیر و برده ی خود کرده است عشق
شلاق "غم" به هر که که افتاد میزند
میبندم این دهان پر از حرف را ولی
آخر سکوت لعنتی ام داد میزند
امشب که هیچ حال دلم روبراه نیست
مطرب خلاف حال دلم شاد میزند
دیدگاه ها (۱)

ترسم این است نیایی نفسم تنگ شودنقش رویایی تو هی کم و کم رنگ ...

قلبت که می‌زند، سر من درد می‌کند این روزها سراسر من درد می‌ک...

بوسه ام داغ است و بی پروا ، کجا بگذارمش؟؟روی لبها یا که بازو...

من کجای دل تو جادارم؟؟بین مشتاقانتدر هیاهوی گرفتارانت؟در کنا...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

مرد بی رحم

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

My lovely neighbor part : 66

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

باران به شیشه می خورد و باد میزنددر من غرور نعره ی امداد میز...

باران به شیشه می خورد و باد میزنددر من غرور نعره ی امداد میز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط