" مرثیه "

" مرثیه "
از : احمد شاملو
در سوگ فروغ فرخزاد

به جستجوی تو
بر درگاه کوه می گریم ،
در آستانه ی دریا و علف

به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم،
در چار راه فصول،
در چار چوب شکسته پنجره ای
که آسمان ابر آلوده را
قابی کهنه می گیرد.

به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تا چند
ورق خواهد خورد ؟

جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
- که خواهر مرگ است -
و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد

پس به هیات گنجی درآمدی :
بایسته و آز انگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از این سان
دل پذیر کرده است !

نامت سپیده دمی ست که بر پیشانی آسمان می گذرد
ـ متبرک باد نام تو! ـ

و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را ...
دیدگاه ها (۲۴)

به جست و جوی تو...

به جست و جوی توبر درگاه ِ کوه میگریمدر آستانه دریا و علفبه ج...

به جستجوي تو بر درگاه كوه مي گريم، در آستانه دريا و علف. به ...

به جست و جوی توبر درگاه کوی تو می گریم،در آستانه دریا و علفب...

به جستجوی توبر درگاه کوه می گریمدر آستانه دریا و علف به جستج...

به جستجوی توبر درگاهِ کوه می گریمدر آستانه دریا و علفبه جستج...

به جستجوی توبر درگاه کوه می گریمدر آستانه دریا و علف به جستج...

به جستجوی توبر درگاهِ کوه می گریمدر آستانه دریا و علفبه جستج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط