اولین موضوعی که باهاش سر صحبت و باز کردیم آدما بودن.

اولین موضوعی که باهاش سر صحبت و باز کردیم آدما بودن.
یادته؟؟
جفتمون دلمون پر بود از آدمایی که تا چند روز پیش رفیق بودن و حالا وقتی تو این شهر کوچیک باهاشون رو به رو میشیم
تو سریع راهت و کج میکنی تا باهاشون چشم‌ تو چشم نشی و یه آه از نامردیاشون میکشی
و من تمام حواسم و جمع میکنم که متوجه لرزش تنم نشن.
تا نگن ببین چقدر ضعیف و بازندس.
اما رفیق جان ؟؟
این روزا ، منم برات غریبه شدم
اگه جایی من و دیدی راهت و کج نکن
بیا و از کنارم رد شو.
بیا و با من چشم تو چشم شو!
میگفتی چشمام و دوس داری، شاید اگه چشم‌ تو چشم‌ شیم این داستانِ غمگین جدایی قصه اش عوَض شه.
منم خودم و کنترل نمیکنم
تا ببینی تموم جونم چطور میلرزه.
نه برای اون چند لحظه ای که از کنارم میگذری.
نه!!!
این لرزش یه یادگاری از شبیِ که رفتی تا شبی که شاید برگردی....😔 💔
دیدگاه ها (۱)

عشق تویه جمله تعریف کن؟؟؟؟؟منتظر کامنتای جالبتون هستم😊

بعضی آدمها چیزایی رو گرفتن ازمون که دوستشون داشتیم...بعد از ...

امشب شب تولدمه...شبی که هیچ ذوقی براش ندارم،هیچ خنده‌ای براش...

یک کار کوچیکی تو بانک داشتمانجام دادم و رفتم که ببینمششناسنا...

when he betrayed you part 11ته:شاید با ا/ت رفتن بیرونکوک:..ش...

پارت دو از دراکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط