صنم سرو قد ما قامت رعنا دارد

صنم سرو قد ما قامت رعنا دارد
سپه زلف سیاه و رخ زیبا دارد

مه ده چار شب و دلبر سیمین تن ما
خمره ی می به لب وچشم فریبا دارد

میچکد می ز لب لاله ی آن ماه عیار
گوئیا بر لب خود میکده بر پا دارد

ز سر طره و چشم ولب چون لاله ی او
همه خلقی ز رخش محو تماشا دارد

گرچه روزم گذرد تلخ من از دوری او
سرخوشم که شب من آن مه زیبا دارد

لیلی ما به جهان نیست مثالش بخدا
عاشقی چون من دیوانه ی صحرا دارد
‌ ‎‌‌
دیدگاه ها (۰)

مست تمام آمده است بر در من نیم شبآن بت خورشید روی و آن مه یا...

می زدهمی زده شب چو ز میکده باز آیمبر سر کوی تو من ز نیاز آیم...

بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین رالب فرهاد نبوسید لب شیرین راصدهز...

برده صبرم از دل چشم مستی ماه ساغر نوشی می پرستی در میان خوبا...

نگارم گر به چین با طرهٔ پرچین شود پیداز چین طرهٔ او فتنه‌ها ...

هزاردستان هزاردستان به چمن دوباره آمد به سخن که ای خسته از ...

عرش و فرش و ملک و آدمی و کوه و در و دشت و یم و قطره مهر و مه...

💗🌺💗🌺💗میلاد پیامبر رحمت و مهربانی مبارک باد💗🌺💗🌺💗

.می زنم دم ز علمدار رشید حرم عشقشه با کرم عشق، مه محترم عشقص...

‌شب به سحر نمیرسد ، گر نکنم خیال تو....این دل بیقرار من ، رش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط