آرام و روان و نرم و سنجیده رود

آرام و روان و نرم و سنجیده رود
ما ناله کنان و یار ... ، نشنیده رود

یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود
دیدگاه ها (۱)

بغض سنگین مرا دیوار می فهمد فقطجنگجویی خسته از پیکار می فهمد...

زان یار دلنوازم شکریست با شکایتگر نکته دان عشقی بشنو تو این ...

یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم...#طاهره_خنیا

همه چیز بهم ریخته,موها,رخت خواب,کلمات,دل,و زندگی...

غزل شماره ۲✿ سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا آن نشد عاقبت و...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیکگفته بودند که از دل برود ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط