زانوهایم را در تنهای در آغوش میگیرم تنهایی در حمام اشک می

زانوهایم را در تنهای در آغوش میگیرم تنهایی در حمام اشک میزیزم تا کسی نبیند روی تویی که قسم میخوردم چطور تنهام گذاشت آخه بی انصاف به دیگران چه طوری بگم تویی که همه کسم بودی رفتی یکی دیگه از راه رسیده و تو باهاش رفتی چرا آخه خودت و همه میدونستن هیچ کسی تو دنیا به اندازه من تو رو دوست نداره پس چرا باهام این کار رو کردی ؟چرا؟نمیبخشمت؟
دیدگاه ها (۱)

رفتم چون خوشی و خوشحالی تو آرزوی من بود...!😢 😔

دلم برات خیلی تنگ شده فقط میتونم به باد بگم شاید به گوشت برس...

کجایی ببینی که چشمانی که روی اون قسم میخوردی داره تاوان بی ا...

خیلی قبلن ها به این جمله میخندیدم تا این که عاشق شدم .....!ع...

عاشقت نیستم 🥀پارت 54انکار داشتم رویا میدیدم با کاچان راه میر...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط