دارم سعی میکنم قسر در برم. مثل همه وقت هایی که تو محاصره

دارم سعی میکنم قسر در برم. مثل همه وقت هایی که تو محاصره غم و رنج ها بودم و یه راه فرار پیدا می‌کردم. باید از این مخمصه ای که توش هستم فرار کنم. باید خود امیدوار و صبورمو پیدا کنم تا منو از این باتلاق غم نجات بده. باید لبخند بزنم و با قلبی پر از ایمان و یقین به خودم بگم میگذره. حتا اگه قراره یه تیکه از خودم رو مثل همیشه جا بذارم. حتا اگه قراره با دست و پای شکسته بدوم.
دیدگاه ها (۳)

دختره‌ی بیچاره مدام گریه می کرد و می گفت: «من فقط بازیچه دست...

ديگر هیچوقت به آن‌ حال‌ِ خوب ‌دچار نخواهیم شد!

میدونید ادم ها تشنه ی توجهن آدم ها وقتی بهشون توجه میشه پیشر...

وحشتناک ترین قسمت زندگی اونجایی که یه عالمه غم و غصه توی دلت...

پارت ۳ | آدم‌هایی که کم‌کم من را برگرداندندورود به دانشگاه ب...

آینه 47

«تو فقط یه آدم توی زندگیم نیستی…تو همون حسی هستی که وقتی میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط