p24
p24
دیانا : نه دروغ میگی شب اول همون کابوسم اون شبی که اذیتم کردی بدون اینکه قبلش بدونم چی اون موقع چشمام معلوم بود میتونستی ببینیشون
متیو : ولی به بدنت نگاه میکردم
دیانا : چون یه هول آشغالی
متیو : چون نمیخواستم درگیر چشمات بشم
دیانا : دروغگو
متیو : باشه من یه دروغگوی عاشق (لبخند) اجازه میدی ببوسم گونتو
شونه ای بالا انداختم اون کار خودشو میکرد
متیو : باشه خسیس
خندیدم ناخودآگاه
مثل عادت همیشه دستشو به سما گونم آورد تا نوازشش کنه ولی چشمام غیر ارادی جوری تکون خورد که فهمید علاقه ای به لمش شدن ندارم
دستشو عقب آورد و و بجاش حلقه ی ازدواجمون که دست خودش بود رو بوسید
متیو : بهتری
دیانا : الان یکم ولی در کل نه
متیو : همینجوری بریم بهتر هم میشه
دیانا : تو الان حالت خوبه ۲ دقیقه دیگه هوس میکنی دوباره همون میشی
متیو انگشت کوچولومو دوباره به نشونه قول بوسید و گفت : یه قول میدم تا ببینی
دیانا : چی
متیو : لمس بی لمس مگر تو اجازه بدی به مدت هر چقدر تو بگی
دیانا : ۶ ماه
متیو : ۶ ماه تصویب شد اجازه دار
دیانا : یه سوال
متیو : جونم
دیانا : رابطه هم
متیو : اجازه اش دست خودته عروسک ولی خب باید به منم یه قولی بدی و به مدت ۶ ماه بهش عمل کنی دیگه
دیانا : گولم زدی (بغض)
متیو : قول بده هر روز فقط ۳ تا چیزو داشته باشم اولی لبخندته که روزی یبار بهم بزنی دومی اون صداته که هر روز باید باهاش برام یه جمله حرف بزنی و سومی هم یه بوسه است
دیانا : خب داری میزنی زیر قولت (هنوز ترسیده)
متیو : بگذار تموم شه حرفم توله ؛ بعدشم یه بوسه که هر روز باید به حلقه ات بزنی جلوی من اونی که دست چپته (شیطون)
دیانا : الان باید انجام بدم
متیو : نه مگه من برای لمست ازت اجازه گرفتم
بعد ادامه داد : یکم آب بخور بعدشم اجازه دارم بغلت کنم چون الان ساعت ۵ و نیم صبحه و یه روز جدید
دیانا : آبو میخورم ولی بغلم نمیکنی
متیو : باشه خب تو هم که چیزی که میخواستمو برای امروز دادی اگه من ۵ساعت و نیم بغلت کردم پس قطعا یه جمله کافیه دیگه
خوابیدم ولی حالم باز خوب نبود و اونم اینو خوب میدونست
دیانا : نه دروغ میگی شب اول همون کابوسم اون شبی که اذیتم کردی بدون اینکه قبلش بدونم چی اون موقع چشمام معلوم بود میتونستی ببینیشون
متیو : ولی به بدنت نگاه میکردم
دیانا : چون یه هول آشغالی
متیو : چون نمیخواستم درگیر چشمات بشم
دیانا : دروغگو
متیو : باشه من یه دروغگوی عاشق (لبخند) اجازه میدی ببوسم گونتو
شونه ای بالا انداختم اون کار خودشو میکرد
متیو : باشه خسیس
خندیدم ناخودآگاه
مثل عادت همیشه دستشو به سما گونم آورد تا نوازشش کنه ولی چشمام غیر ارادی جوری تکون خورد که فهمید علاقه ای به لمش شدن ندارم
دستشو عقب آورد و و بجاش حلقه ی ازدواجمون که دست خودش بود رو بوسید
متیو : بهتری
دیانا : الان یکم ولی در کل نه
متیو : همینجوری بریم بهتر هم میشه
دیانا : تو الان حالت خوبه ۲ دقیقه دیگه هوس میکنی دوباره همون میشی
متیو انگشت کوچولومو دوباره به نشونه قول بوسید و گفت : یه قول میدم تا ببینی
دیانا : چی
متیو : لمس بی لمس مگر تو اجازه بدی به مدت هر چقدر تو بگی
دیانا : ۶ ماه
متیو : ۶ ماه تصویب شد اجازه دار
دیانا : یه سوال
متیو : جونم
دیانا : رابطه هم
متیو : اجازه اش دست خودته عروسک ولی خب باید به منم یه قولی بدی و به مدت ۶ ماه بهش عمل کنی دیگه
دیانا : گولم زدی (بغض)
متیو : قول بده هر روز فقط ۳ تا چیزو داشته باشم اولی لبخندته که روزی یبار بهم بزنی دومی اون صداته که هر روز باید باهاش برام یه جمله حرف بزنی و سومی هم یه بوسه است
دیانا : خب داری میزنی زیر قولت (هنوز ترسیده)
متیو : بگذار تموم شه حرفم توله ؛ بعدشم یه بوسه که هر روز باید به حلقه ات بزنی جلوی من اونی که دست چپته (شیطون)
دیانا : الان باید انجام بدم
متیو : نه مگه من برای لمست ازت اجازه گرفتم
بعد ادامه داد : یکم آب بخور بعدشم اجازه دارم بغلت کنم چون الان ساعت ۵ و نیم صبحه و یه روز جدید
دیانا : آبو میخورم ولی بغلم نمیکنی
متیو : باشه خب تو هم که چیزی که میخواستمو برای امروز دادی اگه من ۵ساعت و نیم بغلت کردم پس قطعا یه جمله کافیه دیگه
خوابیدم ولی حالم باز خوب نبود و اونم اینو خوب میدونست
- ۶۷۸
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط