مدرسه ی ایمیتسومانو

مدرسه ی ایمیتسومانو

کیوکی ( اون کیوعه تو چپتر قبلی کیوکی نصفه نیمه بود کیشو جا انداخته بودم) : خب مدرسه تموم شد

بعد آب دهنشو قورت داد : پیش به سوی خونه

خوردن زنگ خانه کاشانه

رسیدن به عمارت

کیوکی آواز خوانان وارد عمارت شد

ولی با به اصطلاح مقر اصلی مافیای بونتن مواجهه شد

ویو کیوکی :
هیمهیمهیم هه ( لبش بسته اس دوستان
با ریتم بخونید)

تا درو باز کرد

زیکا : وایستا حرومزادهههههههه

و با جارو ( اینم باز داستان داره ) دنبال سانزو از این سو به آن سوی عمارت می دوید

ویو راوی

موقیعت به طور کلی این طوری بود :
ران و هیموری و ریندویی که دارن زیکا و سانزو رو تشویق میکنن : زیکا
سانزو

ریویی که داره به این فکر میکنه که چطوری زیکا از یکی که روزمره و از غذا واجب ترش کرم ريختن بود رسیده به اینجا

و کاکوچو که مثل مظلوما داره به شیرین کاریایه اعضا نگاه میکنه

و کوکو
میتونم به جرئت بگم تنها کسی که داشت کار مفیدی برای بونتن می‌کرد

کوکو : خب کار ماهم تموم شد
برم این کتابه رو اصل 1574 بخونم

حالا کتابه چی بود ؟
یه کتاب 800 صفحه ای با نام : چگونه به زندگی به همراه دو سگ اعصاب و یه آدم معمولی و آروم میان عجیب الخلقه ها و مقدار زیادی کسخل ادامه دهیم ؟

در میان تعقیب و گریز های زیکا و سانزو
که زیکا با جارو یکی میزنه در کون سانزو

سانزو هم که سپر های دفاعی هشت سال دفاع مقدسش فعال میشه و سرعت سونیک وار و ممد قلی واری میگیره

و با سرعت موشک هایپر سونیک و فتاح ایرانی وقتی میخوان بخورن تو تل‌آویو

و میییییره تو آغوش گرم و نرم دیوار

کیوکی که بدبخ یه ربعه نشسته داره به اسکل بازیاشون نگاه میکنه و خوشحاله

بابت چی ؟

الان متوجه میشید

زیکا که یه لحظه چشمش میخوره به کیوکی
و وایمیسته، فاز مادر ایرانی میگیرهو دستش رو دراز میکنه

کیوکی که ادای متعجب هارو در میاره و میگه : چی ؟
چی میخوای ؟

زیکا : کارنامه

کیوکی: چه کارنامه ای ؟
کارنامه ندادن

زیکا : از مدرسه زنگ زدن گفتن کارنامه هارو دادن

کیوکی که آماده ی فرار کارنامه رو میده دست زیکا

ریندو:
سه
دو
یک
هررررررررری

زیکا : بی ناموس
87؟ ( هنوزم میگم مادر ایرانی )

و آره دزد و پلیس بازی

کوکو : خب راستی
یکی بره گزارش ماموریت کاکوچو و ریو و زیکا رو بده
سانزو که فعلا لای باسن درد گرقته
ران و ریندو هم که
به نظر میاد مردن
هیموری هم که غیبش زده
کاکوچوهم بهش تخفیف میدیم
ریو که اون دنیاس
زیکا دیگه خودت همت کن

زیکا : هوف
بده

کیوکی از پشت زیکا یه لایک به کوکو نشون میده
کوکو : واسه تو نکردم
البته چرا کردم

پله ها رو بالا رفتن
پشت در اتاق مایکی رسیدن

زیکا یه نفس عمیق میکشه

زیکا : خب بریم داخل
( خانوما آقایون بالاخره لحظه ای همه منتظرش بودن فرا رسید
البته کی منتظرش بود ؟)

مایکی که سرش تو لپ‌تاپه
زیکا : امم
اینا گذارش ماموریت بندریه

مایکی هیچی نگفت

زیکا اندر ذهن : به پیر به پیغمبر به همون سلامی یا حداقل بزار رو میز راضی بودیم

زیکا کاغذو گذاشت رو میز و خواست که بره

مایکی : وایستا ( یو هاهاها ها یکم پارازیت بندازیم )

و داشت دنبال چیزی می‌گشت
یه جعبه رو بیرون آورد

( اینجاش یهجوریه دوست داشتید نخونید ویرایش : درست شد)

در جعبه رو باز کرد

زیکا با چیزی که دید پشمام ریخ... نه چیز متعجب شد

مایکی یه لبخند ریز میزنه: چیه؟
تعجب میکنی؟
یعنی بعد 12 سال نمیتونم ازت درخواست کنم دلبر دیو قصه ها شی؟

زیکا کمی مکث کرد

در ذهنش چیز های مختلفی گذشت

زیکا به بالا نگاه میکنه : ولی اینسری دلبر قصه کم سن نیست

با کمال میل قبول میکنم


پایان بخش چهارم
( دو شاهین شکاری بهم رسیدن و
کیوکی به اجابت خدا نجات پیدا کرد و
بد بختی های کاکوچو ته نکشید

.................................................................
سلام
با تاخیر عیدتون مبارک

و عیدی ما
چپتر طولانی
و اینکه یه نکته هست که از الان بدونید که مثل سانزو موقع فهمیدنش محو نشید
زیکا ، ریو و کیو هر سه تای اینا دو رگه ی ایرانین
یعنی همه ی بد بختی های مارو کشیدن و دمپایی هاشونو از ننه هاشون خوردن

ولی کیوکی و هیموری کلا ملیتشون ژاپنیه

و اینکه اسم الان کاراکتر ها ( ریو و زیکا و کیو )اسم واقعی شون یه چیز دیگه اس

اسماشونو شما پیشنهاد بدید
فقط یه چیزی
اسم کیو آزاده فقط چه میدونم رایا و دیانا و مارینا اینا دیگه نگید
اونجوری صغرا کبرا هم نکنید

اسم ریو حتما توش ممد باشه ولی خب ممد خالی نمیخوام

اسم زیکا هم بنا به یسری دلایل میخوام حتما مذهبی بگید
دیدگاه ها (۱۰)

بالاخرهزارتی گدی از کیوکیبیوی کیریش نام کامل : کیوکاکیوفامیل...

اسم کاراکتر ها:کیو : کیمیازیکا :ریو :بریم سراغ چپتر............

با چی رویی دارم اینو پست میکنمبرا دتیزهمثلا من_ ( ویلیام این...

زیکا : دنیا چقدر کوچیکهببخشید ولی باید جواب رد بدمتاچیواکا :...

| از تو تا ابدیت | فصل اول ~پیش به سوی ایران ~چپتر اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط