باز آهنگ جنون می زنی ای تار امشب

باز آهنگ جنون می زنی ای تار امشب
گویمت رازی و در پرده نگهدار امشب
آنچه زان تار سر زلف کشیدم شب و روز
مو به مو جمله کنم پیش تو اظهار امشب
عشق، همسایه دیوار به دیوار جنون
جلوه گر کرده رخش از در و دیوار امشب
هر کجا می نگرم جلوه کند نقش نگار
کاش یک بوسه دهد زین همه رخسار امشب
از فضا بوی دل سوخته ای می آید
تا که شد باز در آن حلقه گرفتار امشب؟

سوزی و ناله بیجا نکنی ای دل زار
خوب با شمع شدی همدل و همکار امشب
ای بسا شب که بروز تو نشستیم ای شمع
کاش سوزیم چو پروانه به یکبار امشب
آتش است این نه سخن بس کن از این قصه عماد
ورنه سوزد قلمت دفتر اشعار امشب
دیدگاه ها (۳)

دلبر شیرین بازیگوش من...عطر تو پیچیده در آغوش من...شهر از بو...

به زبان قمار برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که "تک"...

کوچه های قلب من خالی تر از شبهای توستواژه های شعر من غمگین ت...

تو راتمامی تو رانگاه مهربانت راغرورنهفته درصدایت را خستگی ها...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

سناریو🥂

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p43شب...قلعه برخلاف همیشه شلوغ‌تر بود.صدا...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

پارت ۹۵ | «قبل از اینکه همه‌چیز عوض شود...»یک هفته بعد...اجر...

جنگل نفرین شده پارت ۱۵

dark life = 24

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

پارت اولکامیل مثل همیشه روبروی اینه شکسته اش نشسته بود و و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط