افسوس دلت پیش کسی دیگر بود

افسوس دلت پیش کسی دیگر بود
و لبانت به لب هم نفسی دیگر بود

سهم تو لذت پرواز و پریدن در باد
سهم من باز عزیزم قفسی دیگر بود

تو معلم شدی و درس جفایم دادی
ظلمهای تو برایم مدرَسی دیگر بود

صورت زیبای یوسف باعث بی دینیٍ
یک نفر مثل زلیخا و بسی دیگر بود

خان اکر خواست تورا، عاشق نیست
هدفش چنگ به موی هوسی دیگر بود

باغبان با تبر آمد که مرا قطع کند
من خیالم که پی نو هرسی دیگر بود

شعرهایم همگی بوی تلاطم دارند
این یکی هم تو به دادم برسی دیگربود

نفسم بند نفسهای پر از مهر تو بود
نفست بند نفسهای کسی دیگر بود
دیدگاه ها (۲)

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ خیلے شلوغ....و...

مینویسم براے توبراے تو کہ مهمون قلبم شدےبراے تو کہ مهمون قلب...

یک بوسه و یک چای،هوا هم برفیستبا خطبه ی چشمت همه چیزم شرعیست...

در کعبه ی چشمان تو چون شاخه نباتمهر روز به دنبـــــال دعای ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط