دلم میخواست باران بود

دلم می‌خواست باران بود
من بودم
تو بودی
یک خیابان بود.

دلم می‌خواست شاید در حصاری دور در باغی،
کناری، دشت سرسبزی
میان کلبه‌ای، طاقی، اتاقی، زندگی را معنی و تفسیر می‌کردیم.

دلم می‌خواست از هرچیز هست و نیست، از هرکس...
وَ از هر اتفاق تلخ و غمگینی، به غایت، دور می‌بودم
دلم می‌خواست کنج ساده‌ای با عشق و آرامش می‌آسودم

دلم می‌خواست باران بود، ساکت، دور، سبز، آرام
من بودم، تو بودی
کلبه‌ی دنجی، میان کوهساران بود...

🌸❤❤🌸

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

اگر دیدی کسی به قله‌ای رسیده است، این‌طور نبوده که ناگهان به...

صدایت را می خواهمهمان لهجه ای کهدوستت دارم را با تشدیدتلفظ م...

دلم که برایت تنگ می شود ...می گیرد ...فریاد می کشد ...می تپد...

تاثیر بعضی آدما توی زندگی بیشتر از ی اسم بیشتر از مدت حضورشِ...

love Between the Tides⁴⁴در بسته شد... تهیونگ بهم نزدیک شد و ...

عاشق پادشاه مافیا پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط