.

.
می‌نویسم
تا زنی را که دوست دارم
از شهرِ بی‌شعر
شهرِ بی‌عشق
شهرِ اندوه و افسردگی
رها کنم ،
می‌نویسم
تا از او ابری نم بار بسازم
تنها
زن و نوشتن
ما را از مرگ می‌رهاند

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۲)

#عکس.نوشته

ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﭘﻨﻬﺎﻧﺖ ﮐﻨﻢ!ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺸﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻨﺪ،ﺑﺮﺍﯼ ...

می دانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند اما شمار آنه...

تو آمدی و خبر ِ عشق آوردیدوستت دارم وخاک ِ گلدان را عوض می ک...

بن بست شده آخرِ راهی که توییدیوار شده مرزِ نگاهی که توییمن د...

چگونه تو را شعر نکنم؟و چگونه به دُرناهای دلتنگِچشمانم بگویمک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط