با زمزمه ی تو

اکنون رخت به گستره ی خوابی خواهم کشید

که تنها رؤیای آن

تویی ...

#شاملو
دیدگاه ها (۱۳)

‌درد چگونه مرا شناسایی کرد ؟نه گل‌سرخی روی سینه‌ام‌ سنجاق ک...

‌از دست‌های منجز این ثمری نیستگاهی‌ ببارمگاهی‌ بمیرمگاهی‌اگر...

‌دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد؛ که مرا چاره درم...

‌برخیز و مخور غم جهان گذرانبنشین و دمی به شادمانی گذراندر طب...

الا به ذکر لله تطمئن القلوب

همه ی لباسشو تو یه لایه کشید---

شاملو چه قشنگ میگه:قلب من به این امید می‌تپد که تو هستیتویی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط