بِه داشْتـَنَم اِفْتِخار نَڪَـرْدے

بِه داشْتـَنَم اِفْتِخار نَڪَـرْدے

وَلے یِه ڪارےمیڪُنَم

ڪِه اَز نَداشْتَـنَم حَسْرَت بُخـورِے
دیدگاه ها (۱)

همیشــه حرف رفتن که میشد ...دلم برایت بیشتر از همیشه تنگ میش...

یه بار نشست روبروم،چایے نباتشو هم زد و گفت "میترسم یه روز اذ...

خبر دارےدلم از فرط رسوایےدرون سینه ام زخمه زده بر جان رنجورش...

نکند فکر کنےدر دل من یاد تو نیست...گوش کن "نبض دلم"زمزمه اش ...

تعریف از خود نباشه یکی از داشتنم دیونه میشه یکی از نداشتنم ک...

میشه یکی بیاد پیویم باهاش حرف بزنمداداشم یه کاری کرده و مطمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط