رویای جوانی
#رویای #جوانی
#پارت_۱۷
تهیونگ خیلی از سونگی خوشش میومد ولی خب اون ......
یکی دیگه رو دوست داشت .
یه روز یه اتفاقی افتاد که توقعش رو نداشتیم .
( از زبان جیمین )
از دست اون هیترا غذا گرفته بودم و توش سم بود ولی خورده بودم . تو حیاط بودم زنگ کلاس بود و هیچکس نبود . یعنی داشتم میمردم ؟
تو این فکرا بودم که سونگی رو دیدم
( _ جیمین ، سونگی )
_ آروئام.....آروئام.......
وای چه هوای گرمیه بهتره برگردم سر کلاس .
اصلا نگامم نکرد . از هممون متنفر بود ولی من واقعا حالم بد بود باید بهش میگفتم تا کمکم کنه .
_ لطفا کمکم کن
من....من.....سم......سم......خو...ردم .
سم داشت اثر میکرد .
_ لطفا....میدونم که برات......به اندازه ....ی ..کافی ....خوب....نبودم.....ولی....من.....الان.....به...کمکت.....نیاز.....دارم.
نفسم بند اومده بود نمیتونستم نفس بکشم که یه کاری کرد حالم از قبلم بهتر شد ولی خودمو زدم به بیهوشی .
ای بابا چرا به هوش نمیاد . نکنه ..... نوشته بود درصد کمی از مصمومیت زنده میمونن یعنی جیمین .
یه دفعه شروع کرد گریه کردن .
نه جیمین......اااااا......نه.......پاشو لطفا ..... ببخشید من ازت متنفر نیستم من عاشقتم تو مثل داداشمی ..... جیمین ..... صدامو میشنوی ؟ ( با داد )
بلند شدم و گفتم :
_ آره . آره میشنوم آروم باش من خوبم .
اشکاشو پاک کرد و یه نفس راحت کشید .
_ حالا که جونمو نجات دادی ... میشه یه کار دیگه هم بکنی ؟
چی ؟
_ جین هیونگ خیلی از رفتنت ناراحته اون اولین کسی بود که باهات آشنا شد .
خب......
( از زبان آروئام )
چشمای جیمین پر از غم و اندوه بود .
_ ولش کن مهم نیست . ( با ناراحتی )
باشه .
_ چی ؟ 😳
بهش بگو ده دیقه دیگه پشت بوم باشه .
_ واقعا ؟! 😍
آره دیگه من مگه با تو شوخی دارم ؟
_ وای مرسی آجی کوچولو
و منو بغل کرد و سفت فشار داد .
( ده دیقه بعد )
نمیدونستم میتونم جین رو ببینم یا نه .
اومد .
سلام جین .
هیچی نگفت و رفت لبه ی پشت بوم .
سلام ......
( سکوت )
جین ؟
یه دفعه اومد جلوم و یه جوری اومد سمتم که پام لیز خورد و داشتم میوفتادم که منو گرفت .
_ منو به اسم مستعارم صدا نکن .
بعد پرتم کرد اونور .
هوی چته ؟ گفتم بیای بالا که یکم پیش هم باشیم تا از نبود من غصه نخوری .
_ نبود تو یه رویا بود برای من . ( نباید این حرفو میزد )
عه پس با رویاهات تنهات میزارم .
_ صبر کن میگم صبر کن .
نمی خوام .
_ اگه واینستی خودمو از اینجا میندازم .
حتما اینکارو بکن .
گفتم عمرا اینکارو کنه اما.....
بعد یه مدت دوباره رمانو گزاشتم بهم بگید ببینم رمانو دوست دارین ؟ تو کامنتا منتظر جواباتون میمونم 😉
بایی 😍
#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی #شوگا #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #وی #جونگکوک #کوکی #آرمی #بلک_پینک #جنی #لیسا #رزی #جیسو #بلینک #انهایپن #نیکی #جی #جیک #سونگهون #جونگوون #هیسونگ #سونو #انجین #کیپاپ #هیپ_هاپ #موسیقی
#پارت_۱۷
تهیونگ خیلی از سونگی خوشش میومد ولی خب اون ......
یکی دیگه رو دوست داشت .
یه روز یه اتفاقی افتاد که توقعش رو نداشتیم .
( از زبان جیمین )
از دست اون هیترا غذا گرفته بودم و توش سم بود ولی خورده بودم . تو حیاط بودم زنگ کلاس بود و هیچکس نبود . یعنی داشتم میمردم ؟
تو این فکرا بودم که سونگی رو دیدم
( _ جیمین ، سونگی )
_ آروئام.....آروئام.......
وای چه هوای گرمیه بهتره برگردم سر کلاس .
اصلا نگامم نکرد . از هممون متنفر بود ولی من واقعا حالم بد بود باید بهش میگفتم تا کمکم کنه .
_ لطفا کمکم کن
من....من.....سم......سم......خو...ردم .
سم داشت اثر میکرد .
_ لطفا....میدونم که برات......به اندازه ....ی ..کافی ....خوب....نبودم.....ولی....من.....الان.....به...کمکت.....نیاز.....دارم.
نفسم بند اومده بود نمیتونستم نفس بکشم که یه کاری کرد حالم از قبلم بهتر شد ولی خودمو زدم به بیهوشی .
ای بابا چرا به هوش نمیاد . نکنه ..... نوشته بود درصد کمی از مصمومیت زنده میمونن یعنی جیمین .
یه دفعه شروع کرد گریه کردن .
نه جیمین......اااااا......نه.......پاشو لطفا ..... ببخشید من ازت متنفر نیستم من عاشقتم تو مثل داداشمی ..... جیمین ..... صدامو میشنوی ؟ ( با داد )
بلند شدم و گفتم :
_ آره . آره میشنوم آروم باش من خوبم .
اشکاشو پاک کرد و یه نفس راحت کشید .
_ حالا که جونمو نجات دادی ... میشه یه کار دیگه هم بکنی ؟
چی ؟
_ جین هیونگ خیلی از رفتنت ناراحته اون اولین کسی بود که باهات آشنا شد .
خب......
( از زبان آروئام )
چشمای جیمین پر از غم و اندوه بود .
_ ولش کن مهم نیست . ( با ناراحتی )
باشه .
_ چی ؟ 😳
بهش بگو ده دیقه دیگه پشت بوم باشه .
_ واقعا ؟! 😍
آره دیگه من مگه با تو شوخی دارم ؟
_ وای مرسی آجی کوچولو
و منو بغل کرد و سفت فشار داد .
( ده دیقه بعد )
نمیدونستم میتونم جین رو ببینم یا نه .
اومد .
سلام جین .
هیچی نگفت و رفت لبه ی پشت بوم .
سلام ......
( سکوت )
جین ؟
یه دفعه اومد جلوم و یه جوری اومد سمتم که پام لیز خورد و داشتم میوفتادم که منو گرفت .
_ منو به اسم مستعارم صدا نکن .
بعد پرتم کرد اونور .
هوی چته ؟ گفتم بیای بالا که یکم پیش هم باشیم تا از نبود من غصه نخوری .
_ نبود تو یه رویا بود برای من . ( نباید این حرفو میزد )
عه پس با رویاهات تنهات میزارم .
_ صبر کن میگم صبر کن .
نمی خوام .
_ اگه واینستی خودمو از اینجا میندازم .
حتما اینکارو بکن .
گفتم عمرا اینکارو کنه اما.....
بعد یه مدت دوباره رمانو گزاشتم بهم بگید ببینم رمانو دوست دارین ؟ تو کامنتا منتظر جواباتون میمونم 😉
بایی 😍
#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی #شوگا #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #وی #جونگکوک #کوکی #آرمی #بلک_پینک #جنی #لیسا #رزی #جیسو #بلینک #انهایپن #نیکی #جی #جیک #سونگهون #جونگوون #هیسونگ #سونو #انجین #کیپاپ #هیپ_هاپ #موسیقی
- ۱.۴k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط