عشقجنایت
#عشق_جنایت 🔪
پارت37
ویو فردا ساعت 10:
یِنا:بیدار شدم شکمم خیلی درد میکرد که یهو ته هم بیدار شد....
تهیونگ:بیب بیداری؟
یِنا:اوهوم(چشم غره)
تهیونگ:چی شده؟
یِنا:مگه بهت نگفتم بهم نگو بیب؟
تهیونگ:اوکی عشقم
یِنا:خوبه
تهیونگ:شکمت درد میکنه؟
یِنا:آره خیلی
تهیونگ:خوب بیا
بغلم کرد و باهم رفتیم حموم....
بعد چند دقیقه اومدیم بیرونش و موهامونو خشک کردیم و لباس پوشیدیم و رفتیم پایین.....
هیونگ:مامان بابا(تهیونگ و یِنا رو بغل میکنه)
تهیونگ:دختر قشنگم چطوره؟
هیونگ:خوبم
یِنا:عشقم صبحونه خوردی؟
تهیونگ/هیونگ:با کدومی؟
یِنا:با تو فدات شم(منظورش هیونگه)
هیونگ:آره خاله جینو بهم داد
همه:سلام
یِنا/تهیونگ:سلام
یِنا:ممنون خاله نمونه
جینو:(بوس از راه دور)
کوک:این ماله منه(و تو هوا بوس جینو رو میگیره)
جینو:روانی(خنده)
کوک:مال منه(خنده)
یِنا:خا مال تو(خنده)
هیونگ:رفتم بین خاله میا و جینو نشستم و بهشون گفتم دیشب از اتاق مامان و بابا با خاله لیا و عمو جیمین چی شنیدم....
هیونگ:خاله میا و خاله جینو میدونستید دیشب مامانم ناله میکرد؟
جینو:چی؟(😂)
میا:هوا چه هواییه؟(😂)
یِنا:خاک تو سرم(دست شو میزنه رو سرش)
تهیونگ:(😁)
هیونگ:راستی از اتاق خاله لیا و عمو جیمین صدا هایی مثل داد و ناله و گریه اینا میومد هعییی میگم دارم میام.....
لیا:(خودش و میزنه به کوچه علی چپ)
جیمین:فعک نعکنم(خنده)
یِنا:هیونگ صبحونه خوردی حالا هم میری بالا(جدی)
هیونگ:آخه مامان
یِنا:زود باش برو بالا
هیونگ:(میره تو اتاق)
جینو:چرا اینجوری کردی؟
یِنا:زیادی پرو شده
شوگا:اممممم میا میای امروز بریم بیرون؟
میا:خوب کجا؟
شوگا:کافه یه چیزی بخوریم؟
میا:اوکی
لیا:من و جینو یِنا با هیونگ میریم خرید لباس
یِنا/جینو:اوک
میا:داشتیم حرف میزدیم که یکی به گوشیم زنگ زد....
میا:بعله؟
یکی:سلام شما صندلی برای کنسرته بائک یه-رین میخواستید؟
میا:بعله ولی برای فردا شب میخواستما
یکی:ولی امشب کنسرته
میا:خوب باشه
پارت37
ویو فردا ساعت 10:
یِنا:بیدار شدم شکمم خیلی درد میکرد که یهو ته هم بیدار شد....
تهیونگ:بیب بیداری؟
یِنا:اوهوم(چشم غره)
تهیونگ:چی شده؟
یِنا:مگه بهت نگفتم بهم نگو بیب؟
تهیونگ:اوکی عشقم
یِنا:خوبه
تهیونگ:شکمت درد میکنه؟
یِنا:آره خیلی
تهیونگ:خوب بیا
بغلم کرد و باهم رفتیم حموم....
بعد چند دقیقه اومدیم بیرونش و موهامونو خشک کردیم و لباس پوشیدیم و رفتیم پایین.....
هیونگ:مامان بابا(تهیونگ و یِنا رو بغل میکنه)
تهیونگ:دختر قشنگم چطوره؟
هیونگ:خوبم
یِنا:عشقم صبحونه خوردی؟
تهیونگ/هیونگ:با کدومی؟
یِنا:با تو فدات شم(منظورش هیونگه)
هیونگ:آره خاله جینو بهم داد
همه:سلام
یِنا/تهیونگ:سلام
یِنا:ممنون خاله نمونه
جینو:(بوس از راه دور)
کوک:این ماله منه(و تو هوا بوس جینو رو میگیره)
جینو:روانی(خنده)
کوک:مال منه(خنده)
یِنا:خا مال تو(خنده)
هیونگ:رفتم بین خاله میا و جینو نشستم و بهشون گفتم دیشب از اتاق مامان و بابا با خاله لیا و عمو جیمین چی شنیدم....
هیونگ:خاله میا و خاله جینو میدونستید دیشب مامانم ناله میکرد؟
جینو:چی؟(😂)
میا:هوا چه هواییه؟(😂)
یِنا:خاک تو سرم(دست شو میزنه رو سرش)
تهیونگ:(😁)
هیونگ:راستی از اتاق خاله لیا و عمو جیمین صدا هایی مثل داد و ناله و گریه اینا میومد هعییی میگم دارم میام.....
لیا:(خودش و میزنه به کوچه علی چپ)
جیمین:فعک نعکنم(خنده)
یِنا:هیونگ صبحونه خوردی حالا هم میری بالا(جدی)
هیونگ:آخه مامان
یِنا:زود باش برو بالا
هیونگ:(میره تو اتاق)
جینو:چرا اینجوری کردی؟
یِنا:زیادی پرو شده
شوگا:اممممم میا میای امروز بریم بیرون؟
میا:خوب کجا؟
شوگا:کافه یه چیزی بخوریم؟
میا:اوکی
لیا:من و جینو یِنا با هیونگ میریم خرید لباس
یِنا/جینو:اوک
میا:داشتیم حرف میزدیم که یکی به گوشیم زنگ زد....
میا:بعله؟
یکی:سلام شما صندلی برای کنسرته بائک یه-رین میخواستید؟
میا:بعله ولی برای فردا شب میخواستما
یکی:ولی امشب کنسرته
میا:خوب باشه
- ۹.۸k
- ۱۳ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط