ممنوعه ی من !

ممنوعه ی من !
برای فراموش کردنت
راه های زیادی را رفته ام
دیگر نایی نمانده
نمیتوانم...!
این تنها عذابیست که هر چه می گذرد
تحملش برایم لذت بخش تر می شود
در من ته نشین شده ای
شیرینی ات به عمق جانم نشسته است
ترک یادت از خاطرم
همچون ترک اعتیادیست
که در استخوانم نشسته باشد
برایم معنایی ندارد
این تلخی ها
عذاب کشیدن برای تو
لذت بخش ترین کار دنیاست
من
عاجزانه
تو را از خدا می خواهم...
دیدگاه ها (۸)

ﻟﺒﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ...

آدمی که وجودش برای کسی اهمیت نداردفریاد نمیکشدگله نمیکندخداح...

ﺑﺒﯿﻦ !ﺗﻮ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ ﺷﺪﯼﺍﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﭙﺪﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺗﻨﺖ ﺭﺍﺑ...

برایم کتابی بخوانکتابی که هر واژه‌اش عطر مخصوص داردو هر صفحه...

اما می‌دانی..من ماندن را دوست دارم، اینکه کسی باشد تا بماند....

سفیر کبیر Grand Ambassador

فصل نه استراق سمعپارت ۱۲۵یک روز از حادثه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط