مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده

مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده
هرکه در عشق رکب خورده کنار افتاده...
.
فصل تا فصلِ خدا بی تو هوا یک نفره ست!
از سرم میل به پاییز و بهار، افتاده
.
هر دو سرخیم ولی فاصله ی ما از هم
پرده هایی ست که در قلب انار افتاده
.
پیش هم بودن و هم جنس نبودن درد است!
آه از آن سیب که در پای چنار افتاده...
.
حس من بی تو به خود نفرت دانشجویی ست-
از همان درس که در آن دو سه بار افتاده!
.
سهمم از عشق تو عکسی ست که دیدم آن هم
دستم آن قدر تکان خورد که تار افتاده
دیدگاه ها (۱)

درک کردن یک زن کار سختی نیستفقط یک مرد میخواهد..

پاییز گذشت و دلت عاشقم نشدچشم انتظار سوز زمستان و بهمنم

کاش میشد قید و بند وزن شعری را شکستراحت و آسوده می پرسید عزی...

گفتی مگر به خواب ببینی رخ مرادیوانهههه من از خیال تو خوابم ن...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط