پارت ششم

پارت ششم

جسیکا اروم در گوش کامیلا گفت:وایییی جینو چقدر خوشگله
کامیلا یه نگاه خفه شو انداخت و برگشت سمت بچه ها
جسیکا که دید کامیلا توجه نمی کنه امد پیش استیسی(ادم خیلی خوبی رو انتخاب کرده)و گفت:استیسی
اسی:هن
جسیکا:جینو چقدر خوشگله از دی او هم خوشکل تر شده
اسی بلند گفت:ناموسا اخه چیش خوشگل تره اه با اون قیافش
همه با تعجب نگا میکردن
جولیا گفت:چیه اونجوری نگاش میکنید
سهون:ایشون خودشون زبون داره از اینجا تا خیایون گانگنام
کامیلا:مدلشه مشکلی هس
وی:واییی اصلا به دخترای خوشگلی مثل شما نمیومد انقدر بی اعصاب باشد هاااا
جسی بل:حالا که هستیم ببینم مشکلی هست
جکسون وانگ بلند از اون طرف گفت:مشکل که پیش میاد ما باید باهم حلش کنیم
اسی:این منحرفارو کجای دلم بزارم
بم بم:بالای دلت
استیسی:از شما نظر خواستم ?
رپمان:خیلی پررویی
اسی:تو و دوستای خوانندت نیمرویید بسه
اما:بچه ها بیاین بریم
تمین عضو شاینی گفت:کجا حالا ما باهاتون کار ها داریم
کامیلا:شینیم بینیم بابا بچه ژیگول
تمین بیچاره هنگیده بود.😂😂
همون لحظه شیونین گفت: بچه ها اینجا خوراکی پیدا میشه
سارا :گل بود به سبزه نیز اراسته شد
جسیکا:خب بچه ها چیکار کنیم?
بکی:بیاین بریم مهمون من همه کسایی که اینجان
اسی:شیرین ناز کسی با تو نبود اخه نخود
کریس:هووووووی درست صحبت کن
اما:باز این حرف زد اخه مگه یه بار دهنت بسته نشد برووو دیگه اه
خلاصه بعد دعوا های فراوان قرار شد ما تحقیق کنیم و بهشون خبر بدیم
دیدگاه ها (۸)

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

تا شب بازی کردیم و وسایلمون رو جمع کردیم که فردا بریم پیش بی...

پارت ۱۶وارد اتاق هاشدیم ۴ تا اتاق بهموم دادن اما و جسی بل وا...

پارت ۳۱جولیاجوری که استیسی پرید پایین فکر کنم نه واسه اون ما...

پارت ۲۷استیسیخب مدل سوال پرسیدن منم اینه دیگه خودش خواست خب ...

پارت ۱۶اما بچه ها رو صدا زد و گفت بیاید کارتون داریم اونا هم...

پارت نهمخب رفتیم کافه به حساب کریس و سهون ( آخی بابایی ناراح...

پارت هشتمته ایل امد در گوش سارا گفت:مال خودمیسارا :چیییی?ببی...

بچه ها ببخشید بخاطر اینکه زود نزاشتم پارت ۲۴کامیلا بعد بازی ...

#معجزه_عشق #Prt_8********* یونگجه:با نتیجه قرعه کشی که انجام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط