شکوه و عظمت امام

شکوه و عظمت امام

گروهی از عباسیان نزد صالح، که از مخالفان حضرت بود، رفتند و به او گفتند بر امام سخت بگیر و او را لحظه ای راحت نگذار. صالح گفت دو نفر از نانجیب ترین مردانی که می توانستم پیدا کنم بر او گماشتم. اما آن دو نفر تحت تأثیر او واقع شدند و در عبادت و نماز و روزه کوشا شدند. آنها را احضار کردم و پرسیدم در آن مرد چه دیدید؟ آنها گفتند چه می توانیم بگوییم درباره مردی که روز را روزه می گیرد و شب را تماما بیدار است و شب زنده داری می کند. نه سخن می گوید و نه به جز عبادت به کاری مشغول می شود و هنگامی که به او نگاه می کنیم زانوانمان به لرزه می افتد و حالی به ما دست می دهد که نمی توانیم خود را نگه داریم. عباسیان هنگامی که این را شنیدند ناامید و سرافکنده برگشتند.
دیدگاه ها (۱)

از محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن موسی بن جعفر نقل شده است که...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ھ) - نفی تداوم امامت، ...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

ولادت

عبادت امام حسن عسکري(ع)روزي تني چند از بني عباس نزد والي سام...

عبادت بجز خدمت خلق نیست!به تسبیح و سجاده و دلق نیست!دلخوش از...

🌸 زندگی نامه امام حسن عسکری(ع) _ بخش(3)

🌸 دوران امامت امام حسن عسکری(ع)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط