کابوس عشق فصل۳ پارت 2

کابوس عشق فصل۳ پارت 2

ادامه: مایکل گوشیش رو برداشت: الو......بله رئیس ......آره حالش خوبه نگران نباشید.......چشم الان میام‌‌. سوزی: رئیس بود؟ مایکل: آره.....خوب دیگه من باید برم.....تو وقتی خوب شدی حتما بیا. سوزی: حالا وایسا مرخص بشم باشه. مایکل: فعلا خداحافظ سوزی سوزی: خداحافظ کارمند درجه یک😏 مایکل: سوزییییی😠 بعدشم رفت.


ویو جنی: داشتم میرفتم سمت اتاق سوزی که دیدم یه پسری با موهای بلوند از اتاق در اومد. خییلی بهش مشکوک شدم. جنی تو ذهنش: یعنی با سوزی چیکار داشته؟ جنی رفت سمتش: هی تو پسره ی مو بلوند. مایکل: ام......سلام....شما. جنی: بنده جنی هستم و دوست سوزیم. مایکل: آها......منم مایکلم. جنی: یه سوال تو دوست پسرشی؟ مایکل: ......😳😳😳 صورتش سرخ شده بود. هیچی نگفت و رفت. جنی: هی.....هی با توام.......روانی. رفت توی اتاق سوزی. سوزی: جنی جنی: بیا سوزی برات آب اوردم. سوزی: ممنونم جنی: سوزی ازت یه سوالی داشتم. سوزی:بپرس. جنی: اون پسره که از اتاقت دراومد دوست پسرت بود؟ سوزی یهو آب رفت تو گلوش و داشت سرفه میکرد. جنی: سوزی خوبی؟ سوزی: آ....آره......راستش نه اون....پسره....همکارمه. اونم مثل مایکل سرخ شده بود. جنی: آها.....الان منطقی شد. اوکی. راستی تو کجا کار میکنی؟ سوزی: من توی یه کافیشاپ کار میکنم. جنی: راستی از مامانت چخبر؟ سوزی: الان فعلا توی بیمارستانه. جنی:چیییییی؟ خوب....الان حالش خوبه؟ توی همین بیمارستانه؟ سوزی: نه توی این بیمارستان نیست.....حالش خوبه....ولی خیلی وقته ندیدمش.
دیدگاه ها (۰)

بچه ها اگه کم فعالیت میکنم به بزرگیه خودتون ببخشید. ولی سعی ...

کابوس عشق فصل۳ پارت۱ویو سوزی: چشمام رو باز کردم و دیدم توی ب...

داستان کابوس عشق فصل۲ پارت ۷ (آخر)ادامه: سوزی: بد نیستم مای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط