حسین آمد به میدان و علی اصغر در آغوشش

حسین آمد به میدان و علی اصغر در آغوشش
چو ابری بر رخ ماهی عبای شاه بر دوشش
لب خاموش او گوید ز سوز دل حکایت ها
ز بی تابی و بی آبی سرش خم گشته بر دوشش
نه می نالد ز بی شیری، نه میگرید ز بی آبی
در آغوش پدر دیگر شده مادر فراموشش

دیدگاه ها (۱)

♥ یــــــــا حسیــــــــــــــــــــــن ♥گریه‌ام وقتی نمی‌گی...

در جواب آنهایی که حادثه عاشورا را خیلی عرفان زده میکنند و بج...

این نمکدان #حسین جنس عجیبی دارد هرچقدر میشکنم باز #نمک میپاش...

دختر5ساله تبریزی هم وزنش ازعموش طلاگرفت.عموی این دخترخوشکل ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط