بِیا و دَستِ مَرا... این وَبال بَر شانه

بِیا و دَستِ مَرا... این وَبال بَر شانه
بَدَل بِه بال کُن اِمشَب، بَدَل بِه پَروانه...

صِدام کُن غَزَلی تازه و لَبالب را
شَراب‌وار بِریز اَز سَبو بِه پِیمانه

«مَرا بِه کودَکیِ شورِ آب‌ها بِرِسان»
بِه ماهیانِ تَهِ حَوضِ کوچکِ خانه

بِه دورها بِبَرَم، دورهایِ پُر بَرکَت
بِه عِطرِ دَستِ تو و نانِ گَرمِ صُبحانه

«بِخوان بِه نامِ گُلِ سُرخ دَر صَحاریِ شَب»
بِخوان و وَسوِسِه کُن، ای صِدایِ مَردانه

و عاشِقانه‌تَر اَز قَبل‌ها خِطابَم کُن
پَریِ کوچکِ غَمگین... پَرِیِ دیوانه...

مَن اَز دِرون بِه تَبِ تو اِدامِه خواهم داد
بِه این حَرارَتِ سُکرآوَرِ شِگِفتانه...


✍️ شاعر: #سیده_تکتم_حسینی

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

در این #پویش یکی از مطالب صفحه‌‌تان ویژه خواهد شد. ؛ 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 ...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

سماوری که به بزم حسین(ع) می‌جوشدبخار رحمت آن جُرم خلق می‌پوش...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

ترا چون من فراوانند - مرا چون تو کجا باشد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط