سه شنبه = بهرام شید

سه شنبه = بهرام شید
11 اسفند = خور روز یا خورشید روز ، روز ایزدان است ،
2574 = هخامنشی
14094 = اهورایی
7037 = میترایی اریایی
6765 = آشوری
3753 = زرتشتی
2574 = پادشاهی
1394 = خورشیدی
1383 = یزدگردی


جشن عشق

ای مانده در کشاکشِ این قیل و قال ها
جانت نبرده لذتی از شور و حال ها

با شعله های خشم که از جان کشیده ای
آتش زدی به خرمنِ خشکِ مجال هـا

از بسکه خاکِ غصّه به پیمانه ریختی
ماندی هماره ، تشنه ی جامِ زلال ها

از سبزِ دوستی چه زیان دیده ای که باز
می ریزد از کبودِ لبانت جدال ها؟!

بشنو سرودِ عشق و به هفت آسمان درآ
چه بانگِ لاله ها، چه اذانِ بلال ها !!

با شبنمِ امید، توان شستن از جبین
گردی اگر نشسته ز رنج و ملال ها

در جشنِ عشق، فرصتِ بارانِ گریه نیست
شور و نشاط باید و فرخنده حال ها

در پیشٍ چشمِ دوست میفشان سرشکِ درد
بردار نامِ غصه ، از این ماه‌ و سال ها

خواهی اگر وصالِ حقیقت به اوجِ دوست
دیگر چه غم که سنگِ رقیب است و بال ها؟

دستِ کمالِ مطلقِ دلبر نوشته است
بر لوحِ دل ، کتیبه ی « حبّ الجمال» ها

سرسبز و دلرباست چو چنگل، به چشمِ دل
نقشِ درختِ مانده به قلبِ زغال ها
دیدگاه ها (۳)

.

برایتان رویاهایی آرزو می‏کنم تمام نشدنیو آرزوهایی پرشورکه از...

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط