Portal of love

Portal of love
Pt 17
داخل آن جمعیت فراوان و میان آن همه شیاطین به شکل اولیه اش یعنی فرشته بازگشت.شاخ های کوچکش، بال های عظیمش، موهای مشکی اش و.... ناپدید شدند و به حالت اول بازگشتند. جیمین بازوهاشو گرفته بود و از ترس به خودش میلرزید. ناگهان مردم با دیدن او نیزه هایشان را برداشتند و به سمت جیمین گرفتند.
_وایی اون دوست پسر شاهزاده اس
ــ یعنی چی... اون فرشتس؟
ــ چجوری از دروازه رد شده؟
ــ بکشینشششش
ـــ نه نه نه. صبر کنید.
ـــ چرا؟
ــ باید محاکمه بشه. باید بگه که واقعا کیه

خلاصه هرکس یه چیزی میگفت. مردم با نیزه جیمین بیچاره رو به سمت قصر راهی میکردند و هر از گاهی با نیزه به بدن جیمین میزدن و خونی اش میکردند جیمین هم اخ بلندی میکشید. بردنش داخل قصر و همه دورش جمع شدن.
یونگی ویو.
اومد داخل سالن اصلی قصر که با چیزی که دید خشکش زد. جیمین..... جیمین بود. اون فرشته بود. یونگی با چشمای وحشت زده نگاهش میکرد. جیمین که با لباسای سفید پاره و بدن خونی روی زمین نشسته بود. جیمین انتظار داشت یونگی بیاد و جونشو نجات بده ولی یونگی برخلاف انتظار جیمین....
_بندازینش تو جنگل.
+ی. ی. یونگی بزار توضیح بدم من...
_خفه شووووو(عربده) بندازینش بیرون.

نگهبان ها جیمین رو بلند کردن و به طرف جنگل بردنش و انذاختنش. جیمین به صخره های تیز برخورد میکرد و پایین میرفت و در آخر افتاد داخل رودخونه. در یک لحظه تمام رودخونه قرمز و خونی شد.
یومگی عصبانی به سمت اتاقش رفت. تهیونگ با گریه وارد اتاق یونگی شد و در رو بست.
=یونگی... جیمین...
_ببینم... تو میدونستی؟
=خب... آره
_تف. خیانتکار. چی راحبش میدونی؟
=اون... اون... اون پادشاه فرشته هاس.
_چ. چ. چییییی؟؟؟!!!؟!!
=آره. اون اومده بود توی این دنیا که صلح و دوستی رو برقرار کنه(تهیونگ مجبور بود دروغ بگه تا یونگی قلبش به رحم بیاد و جیمینو برگردونه و با فرشته ها صلح کنه)
_صلح؟ چرت نگو. از اول شروع خلقت بین شیاطین و ملائک اختلافات بسیار بوده. و تو.. تهیونگ. چون نیمی از شیطان بودی به داخل سرزمینم راهت دادم. وگرنه تو هم مث فرشته هایی.
=خاهش میکنم. جیمین دوستت داره. فراموش نکن که چقد بهت عشق ورزید.(تهیونگ رفت سمت در و درو باز کرد وادامه داد...) امیدوارم بفهمی. نجانش بده.

و رفت بیرون. یونگی نشست رو مبلو سرشو گرفت. شروع کرد به اشک ریختن. دستاش پر خون بود.( اشک شیاطین وقتی واقعی و دردناک میشد از خون بود) چشماش پر خون شده بود. بدنش میلرزید. تو یک لحظه تمام خاطرات خودش و جیمین براش مرور شد که ناگهان........
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۲۲)

Portal of love Pt 18تو یک لحظه تمام خاطرات خودش و جیمین براش...

Portal of love pt 19(last part) بوسه ای رو لبای جیمین زد و چ...

Portal of love Pt16خلاصه جیمین و یونگی بعد از کلی حرف زدن و ...

Portal of love Pt 15بعد تموم شدن کارش رفت به استقبال معشوقه ...

اسم رمان : خون آشام تشنه به خون 🩸شخصیت های اصلی : جئون جونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط