اجباری ازدواج

اجباری ازدواج
P:6
"ویو تهیونگ"
+باشه باهم بریم
مجبورش کردم با هم بریم رفتیم سمت آلما من نشستم بینشون و دستمو یکیشو روی پای الیزابت اونکی روی پای آلما،آلما نقشمو میدونه برای همین ریکت نداشت و دستشو گزاشت روی دستم و برد بالاتر نگاش کردم تعجب کردم نکنه از من خوشش میاد و نیشخند زد و لیوان شرابشو سر کشید و به الیزابت نگاه کردم و دیدیم نگام داره میکنه لبخند زد و صورتشو نزدیک گوشم کرد
+من میرم سرویس همینجا بمون
_باشه
رفت و نگام اوفتاد به آلما دلم میخواستش پس دیدیم الیزابت نیست دستشو گرفتم نشوندمش رو پام
_قرار نبود این کارو کنی ولی فکر کنم دارم عاشقت میشم نظرته بریم بالا ببینیش چطوری برات ذوق کرده؟
÷بریممممممممم
"ویو الیزابت"
فهمیدم تهیونگ دستش روی پای آلما فقط میخواستم مطمعن بشم خب چطور بگم از صیح که اینطوری باهام رفتار یک خورده عاشقش شدم به بهونه سرویس رفتم پشت سطون که نبینتم و صداشون رو بشنوم و دیدیم آلما نشوند روی پاش و
_قرار نبود این کا رو کتی ولی فکر کنم دارم عاشقت میشم نظرته بریم بالا ببینیش چطوری برات ذوق ذدق کرده ؟
÷بریمممممممممم
په ذوقی کرد حرومزاده رفتن بالا پس میدونم کجا میخوان برن جالبه نزاشت آلما بیاد پایین بلندش کرد رفتم نشستم و داشتم فکر میکردم چطوری....
شرط:
"لایک:۲۰"
"بازنشر:۱۰"
"فالو:۱"
#کمپانی_ویکتور
دیدگاه ها (۲)

اجباری ازدواجp:7"ویو ویلیام"(لیلیلی خوش حال بشین)الیزابت بلن...

اجباری ازدواجP:8"ویو کوک"رفتم پایین دنبال الیزابت و دیدم نیس...

سلاممممخب خب خب بچه ها من میخوام یک کانال میخوام بزنم داخل چ...

روزتون مبارک پرنسس ها✨️🎀گل برای گللللل🌷🌹

(پارت اول)to mal maniویو الیزابت*با صدای آلارم گوشیم بیدار ش...

عشق دردناکp²"ویو بعد از حموم"رفتم پایین و روی صندلی نشستم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط