غـریبانہ مے خـواهـمت...

غـریبانہ مے خـواهـمت...
آڹ لحظہ ڪہ اشڪ در چشمانت مے رقصـد
و چشـماڹِ مڹ..
مسـتِ چشـماڹ تـو اسـت..
آڹ لحـظہ ڪہ قـفل مے ڪنی مـرا در دسـتانت..
و زنـدانے مۍ ڪنے مـرا عاشـقانہ...
و تنـگ و تنـگ تر مۍ ڪنے ایـن زنـدان را ...
آڹ قـدر تنـگ ... تا مـرزِ یڪے شدن ...
چہ بے تابانہ مے خـواهـمت ..
آڹ لحظہ ڪہ دسـتم را مۍ گذارے روے قلبت
و مۍ گویے ..
ببین براے تو مے زند ..
و مڹ غرق مے شوم در ایڹ همہ خوبے
در ایڹ همہ احساس
گاهے شڪ مے ڪنم ڪہ شاید خواب باشد
ایڹ ها ... شاید رویا باشد ایڹ همہ خوشبختے .. اما وقتے گم مے شوم در آغوشـت .. میگویم .. حتے اگر رویا باشد رویاے قشنگے اسـت ..
بگذار بـاشـد
دیدگاه ها (۴)

متنی انسانی از خانم سیمین بهبهانی:شدم گمراه و سرگردان، میان ...

به خاطر دوستت دارم های دروغینی که می گوییدبه خاطر امیدهای وا...

ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡﭼﻤﺪﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﻡﺍﺻﻼ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﺩﯾﮕﺮ !ﺑﺮﻭﻡ ﺟﺎ...

*نزدیکتر بیا ...بزار لب هایت را ببوسم ..!پاییز مگر فصل چیدن ...

سلام عزیزم صبح بخیر 🌺 https://wisgoon.com/namotevari(((ارسال...

شرطا نرسیده بود ولی گذاشتم..پارت ۳۱در با صدای آهسته باز شد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط