میخواهَمَت و میخواهَمَت ،
تکرارِ در تکرار
جان را به تو داده اَم ،
اَز عشقِ تو سَرشار ..
دیدگاه ها (۱)

مرا با اندوهم رها نکن، زندانی‌ام کن با دستی که آفتاب می‌ریزد...

‌‏به شوق یافتنت ای کلیدِ دربدریکدام کوچه‌ی بن بست را نپیمودم...

ز طلب گوهر گویای عشقموج زند موج چو دریا دلم...

‌ﻣﻦ ﭘُﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩِ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، تو ﻣَﺮﺍ ﯾﺎﺩَﺕ نیست.

من از جهان به تو دل بسته ام که جان منی #بدون_مخاطب #لایک_فال...

مرد تنهای شب @لحظه لحظه های امشب تان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط