یک وجب از صورتت تا بوسه هایم مانده بود

یک وجب از صورتت تا بوسه هایم مانده بود
شرمِ ناز گونه هایت دست من را خوانده بود
😘❤️
دست می انداخت عطر گیسوانت یاس را
وه که پیچ و تاب مویت باد را پیچانده بود
😘❤️
خواستم آدم شوم حوای چشمت حیله کرد!
لابد آدم را چنین از باغ جنت رانده بود
😘❤️
هی زدی رو دست و دست تو برایم رو نشد
ساده لوحی های من یک شهر را خندانده بود
😘❤️
وعده هایت بر دل دیوانه صابون می زد و
پای پرهیز مرا هم بی وفا لغزانده بود..
دیدگاه ها (۰)

تغییر قیمت‌ها صد روز پس از تنفیذ@

خون همدیگرو با سرنگ میکشن، میریزن تو استوانه‌های شیشه‌ای بعد...

#همسرانه هیچگاه قهر نکنید به جای قهر کردن #سکوت کنیدوقتی مش...

از روی ادببه رسم هر روز صبح سلام بر سالار شهیدان آقا امام حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط