سوختم ازدوری ات

سوختم ازدوری ات
بابی قراری ساختم

بی توعمری با غم
چشم انتظاری ساختم

وعده ی امروزو
فردایت مراپابندکرد

تابه آب ودانه ای
مثل قناری ساختم
دیدگاه ها (۱)

ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدمآمدی با جان و دل سر گرم بازا...

شکستن در خودم غیر ارادی ستنفس هم از سرم دیگر زیادی ست"ابد" ح...

من غم انگیزترین کفتر پر سوخته امهردو لب رابه تن سوزن و نخ دو...

‎تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیستو در این قافیه ها جز خطِ...

ای شمس عالمی که قمر شد فدایی اتهر کربلا رسیده نشد کربلایی ات...

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط