غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات
تا بخوانی و بگویی: به فدای غزلات

غزلی مثل تو شیرین غزلی مثل تو شاد
مثل چشمای قشنگت تو شب رقص نگات

غزلی سبزو صمیمی غزلی نرم و لطیف
مثل ابریشم دستات مثل آهنگ صدات

غزلی مثل غزل های جوانی خودم
با همان وزن ملیح فعلاتن فعلات

گفتم و از لب این پنجره دادم به نسیم
و پراکنده شدن توی هوا این کلمات:

"دوستت دارم" و "من عاشقتم" "قلب منی"
"بی تو می میرم" و "دلبندم" و "جانم به فدات"

واژها مثل پرنده پر زدن تا بشینن
نرم و آهسته کنار یکی از پنجره هات

واژه ها منتظرن پنجره رو باز کنی
تا بریزن تو اتاقت بریزن رو دست و پات...
دیدگاه ها (۱)

گریه هایت زیرکانه خنده هایت سرسری ستچهره ات آرام اما شیوه ات...

خدایا....دریافته ام کسی که می گوید " برایم دعا کن ..."..از ر...

کاش می شد خنده را، تکثیر کردکاش می شد اشک را، تبخیر کردکاش م...

سلام عزیزم امروز اولین صبح از فصل زمستونته عزیزم خواستم اولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط