در این صبحگاه دلنشین پاییزی چتر دلت را بردار تا

در این صبحگاه دلنشین پاییزی چتر دلت را بردار تا
دست در دست مهربانی ها
زیر سایه ای از جنس احساس
قدم بر دل باران گذاریم.
باران دستان نوازش ابر را بوسیده است
و بغضهای دلتنگیش را رها کرده است
و بر روزگار و دلها بی امان میبارد...
سهم ما از باران،همین کنارهم بودنهاست
و گم شدن در آغوش مهربانی باران...
تنها چتر دل کافیست
تا سیراب شویم از این همه باران احساس
باید بوسه زد بر قطره های بی امان باران...
دیدگاه ها (۱)

سلام سلام سلاماز امروز که شنبه است من و تو خواهیم خواند...ﻣ...

من دارم با خاطرات وداع تلخی میکنمدارم با نبودنت تمرین سختی م...

دیدی که سخت نیست تنها بدون من...؟دیدی که صبح می شوند،شبها بد...

پرچم کی بالاست اصطلاحی که در فضای مجازی رایج شدههر کسی به نو...

خدایا دلم تنگ استدل تنگ کسی که بودنم را احساس نکردکسی که دلت...

خدایا دلم تنگ استدل تنگ کسی که بودنم را احساس نکردکسی که دلت...

باران می بارد ...باران می بارد . قطره های باران با گونه های ...

سلام به بهونه بارش رحمت الهی این پست رو میزارم، ازتون عذر م...

باران می بارد ...باران می بارد . قطره های باران با گونه های ...

و به همراه همان ابر که باران آوردمهربانی خدا در زد و مهمان آ...

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانیتو را با لهجه‌ی گلهای نیل...

ما هم خیلی جذابیت داریم برای خودمان....درست است که عکاس اختص...

یادم آمد شب بی چتر و کلاهی،که به بارانی مرطوب خیابان زدم آهس...

صدای باران مرا میخواند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط