نام عشق مخفی

نام :عشق مخفی




P4


ات،

حدود یک حفته گذشته و من مطمئنم که یکحسی به دونگ مین دارم اما اون از من متنفره واسه همین نمی تونم چیزی بهش بگم.


دونگ مین،

الان یک هفته گذشته و من حسمبه ات از قبل بیشتر شده ولی اون جونگ کوک و دوست داره و من نمی خوام بهش آسیب بزنم پش بهش نمیگم و کاری میکنم ازم متنفر باشه ولی این خیلی سخته😞😞

امروز بابام صدام کرد و گفت باهام کار داره رفتم تو اتاق بابام و گفتم
؟ بابا با من کار داشتی؟؟
&اره بیا اینجا بشین
؟ «نشست»
&خب تو باید تا یکهفته دیگه ازدواج کنی
؟ چییی من نمی خوام.
& نه و اما نداره اگر تا یک هفته دیگه کسی رو انتخاب نکنی خودم برات یکی رو پیدا می کنم
&اما
قبل از اینکه حرفمو تموم کنم از اتاق رفت بیرون.
اما من ات رو دوست دارم کاشکی می شد بهش می گفتم.

حدود نیم ساعت داشتم فکر میکردم که بهش بگم فوقش ردم میکنه منم از فکرش میرم بیرون

ات،

پایین بودم که دایی اومد گفت
&همه پاشین بریم بیرون خرید
&بچه ها بگین دوستاتونم بیاد
بچه ها: اخ جونننن
رفتم به جونگ کوک و لیسا پیام دادم هر دوتاشون گفتن میام پس پاشدم اماده شدم
یک شلوار راسته و یک سیشرت بیسبالی پوشیدم و رفتم پاییندیدم جونگ کوک رسیده پریدم بغلش و بهش گفتم
. سلاااام
+سلام کوچولو
. یاااا من کوچولو نیستم
+پس چی
. یه ادم بزرگ
+باشه ادم پزرگ کوچولو😂😂
. یااا😂
دیدگاه ها (۱)

نام : عشق مخفی P5دونگ مین،می خواستم برم پایین که به ات بگم ا...

نام:عشق مخفی P6ات،وقتی داییم گفت که دونگ مین داره ازدواج میک...

نام : عشق مخفی P3ات،شب وقتی خواستم بخوابم یاد جونگ کوک افتاد...

P2لی دونگ مین،بابا گفته بود که قراره بریم ساحل پاشدم اماده ش...

part55 عشق پنهان《ویو ات》حالم بهتر شد با حرفای دکترات: پس حال...

part33 عشق پنهان《ویو ات》از خواب بیدار شدم دلم درد میکرد جونگ...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۳از زبان ات منتظر تاکسی بودم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط