"شکی " که تاریخ مصرف اش بگذرد مبدل به " یقین" می شود .سر

"شکی " که تاریخ مصرف اش بگذرد مبدل به " یقین" می شود .سر به بیراهه ای سپرده ام که تویی ، کج راهه ای که منم .مقصد در ابتدای جاده جان سپرد و در انتهای جاده به گور خفت . موخوره ای که از گیسوی تو بر جاده افتاده خالق دو راهی ها شده ، راهی که به تو ختم می شود ، راهی که ختم ِ تو می شود .در این جبر معصوم دو راهی ها ، راه سوم یعنی "برگشت".
جاده را در بقچه ی سفر می پیچم و برتکیده ترین شاخه آویزان میکنم . باد جاده را با خود می برد ، دو راهی ها را با خود می برد ، شک را با خود می برد ،تنها یقینی تهی از من و تو بر جای می گذارد .
دیدگاه ها (۶)

روز همه باسلامتی وشادی

ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﺗﻮ ﺍﺯ ﺩﺱ ﻧﺪﻩﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﮔﻪ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﺍﺯ ﺩﺱ ﺑﺮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻋﯿنه...

ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﻬﺮﺍﺳﻴﺪﻩ ﺍﻡﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﺬﺍﻝ، ﺷﮑﻨﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﺑﻮ...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻲ ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﻓﮑﺮﻫﺎ ﻭ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﻭﺻﺪﺍﻫﺎ ﻣﻴﺂﻳﻢﻭ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑ...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

چه بی رحم است روزگار... چه بی رحم است روزگاری که عاشقان را ت...

‌در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیم...

شعر گفتگو با خدا اثر ریتا استریکلندبه رویا با خدایم گفت و گو...

به رويا با خدايم گفت و گو کردمبه سوی خالق و معبود خود جانانه...

به رويا با خدايم گفت و گو کردمبه سوی خالق و معبود خود جانانه...

به رويا با خدايم گفت و گو کردمبه سوی خالق و معبود خود جانانه...

آی مردم به گمانم که غلط آمده ایم راه را برگردیم جاده از ن...

این بار که باران ببارد....راهی میشوم...چترم را می برم ولی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط