تو قهرت سردی شبهای دی ماهه

تو قهرت سردی شبهای دی ماهه
تنم میلرزه وقتی روتو میگیری…

هجوم سرکشِ بهمن تو اخماته…
زمستون میشه وقتی تو خودت میری!
دیدگاه ها (۱)

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کردآن بوسه مرا میکشت لب منهدمم ...

لهجه ات را غلاف کن ای عشقزخمــی ام از زبان نـوک تیزتشمس مولا...

تمرگیده بودم به تنهایی خویشمرا تو به اغوای بیراهه بردیبه دری...

روز میلاد من است آمده‌ام دست کشمبه سر و گوشِ عرق کرده‌ی دنیا...

رمان جیمین و ا/ت پارت هفت

بوسه ای ممنوعه

رمان جیمین و ا/ت پارت شیش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط