سناریو قبلی پارت دوم
سناریو قبلی پارت دوم
جیسونگ ::
اون واقعا خوشحاله که با یه شخص بزرگتر ازدواج کرده ، چون با همسنای خودش کنار نمیومد و حس میکرد در سطحش نیستن . به همین دلیل شمارو پیر یا زیادی بزرگ نمیدونه خیلی خوشحاله خدا خیرش بده
با این حال شما مجبور شدید یه کلاس خونه داری کامل براش بزارین چون مهارت خونه داریش در سطحی نبود که همه کارارو بندازین رو دوشش و بگین « به حرف بزرگترت گوش کن » .
شما بعضی وقتا فاز تاپ برمیدارین ولی تهش خودتون خسته میشین ول میکنین
شما مشاور شخصیشین و همیشه که از سر کار میاد همه چیز رو براتون تعریف میکنه و شما از تجربه هاتون باهاش به اشتراک میزارین
فلیکس ::
این بچه قبل از ازدواج خیلی معذب بود کنارتون . ولی الان ؟ هیچ به هیچ . شما واقعا زوج سالمی هستین خدا حفظتون کنه
با این حال بیشتر تصمیمای زندگی مشترکو شما میگیرین چون اون به تجربه هاتون ایمان داره .
فلیکس فکر میکنه شما واقعا سنتون بالا نیست و از نظرش توی دوره اوج زندگیتون هستین و چهرتون اصلا به این نمیخوره .
توی این رابطه ، شما تنها کسی هستین که فکر میکنه شما پیرین . درواقع شما فکر میکنسن خیلی خیلی پیرین . هر روز صبح که فلیکس با اون صدای بمش بیدارتون میکنه خودتونو برای رویارویی با عزرائیل اماده می کنین ولی وقتی چشماتونو باز میکنید و میبینید فلیکسه نفس راحت میکشید
سونگمین ::
شما رسما دلقک رسمی سونگمین هستین 😍
مهم نیست اصلا چی کار میکنین ، هرکاریم انجام بدین تهش اون به پیرزن بودنتون ربطش میده . « این لباسا چیه میپوشی ؟ از سنت گذشته » « عزیزم مطمئنی بچه میخوای ؟ تو الان باید نوه داشته باشیا » « بیا از لحظاتمون لذت ببریم . به هر حال تو دیگه یه پا اجوما شدی باید انتطار داشته باشم تا یکی دو سال اینده بمیری » ( بابا سی سالشه بدبخت😭 )
البته که از شما کتکم میخوره پس چی . دیگه سونگمین هم نصف پنجاه سالشه ، نمیتونه به خوبی از دستتون فرار کنه .
ولی تنها جایی که سونگمین دهنشو باز نمیکنه موقع موقع خواب و عشقولک بازیه . به هر حال وقتی خیلی ناز تو بغلش خوابیدین چجوزی میتونه مسخرتون کنه ؟ البته اینا مسخره کردن حساب نمیشن ، زبان عشقشه به دل نگیرین
جونگین ::
شما فاصله سنیتون با این بچه نسبت به بقیه اعضا یکم زیاده میدونین ؟ البته که ایشون هیچ حس معذبی ای باهاتون نداره چون هرچقدرم ازتون کوچک تر باشه بازم بالغه و همچیز سرس میشه .
بیشترین دعوایی که شما میکنین سر حساب کتاب پول های هر ماهتونه چون اون ریاضیش ضعیفه ولی خبلیم لجبازه و سر جواب غلطش پافشاری میکنه که این باعث میشه اعصاب شما که در سلامت کامله و اصلا هم مشکل نداره خط خطی بشه برینین بهش ولی تهش همیشه معذرت خواهی میکنین با بوس و اگیدیجیدی و لوس کردنش اونم خر میشه
اون همیشه تو مسئله مد و فشن کمکتون میکنه چون شما اصرار دارین که دیگه رو دور نیستین و از مد افتادین ولی اون دلش نمیخواد شمارو ناراحت ببینه
اون انقدر پیشتون راحته که اصلا فاصله سنیتون رو احساس نمکنین و از این بابت خوشکالین
#سناریو #اسکیز #فیکشن
جیسونگ ::
اون واقعا خوشحاله که با یه شخص بزرگتر ازدواج کرده ، چون با همسنای خودش کنار نمیومد و حس میکرد در سطحش نیستن . به همین دلیل شمارو پیر یا زیادی بزرگ نمیدونه خیلی خوشحاله خدا خیرش بده
با این حال شما مجبور شدید یه کلاس خونه داری کامل براش بزارین چون مهارت خونه داریش در سطحی نبود که همه کارارو بندازین رو دوشش و بگین « به حرف بزرگترت گوش کن » .
شما بعضی وقتا فاز تاپ برمیدارین ولی تهش خودتون خسته میشین ول میکنین
شما مشاور شخصیشین و همیشه که از سر کار میاد همه چیز رو براتون تعریف میکنه و شما از تجربه هاتون باهاش به اشتراک میزارین
فلیکس ::
این بچه قبل از ازدواج خیلی معذب بود کنارتون . ولی الان ؟ هیچ به هیچ . شما واقعا زوج سالمی هستین خدا حفظتون کنه
با این حال بیشتر تصمیمای زندگی مشترکو شما میگیرین چون اون به تجربه هاتون ایمان داره .
فلیکس فکر میکنه شما واقعا سنتون بالا نیست و از نظرش توی دوره اوج زندگیتون هستین و چهرتون اصلا به این نمیخوره .
توی این رابطه ، شما تنها کسی هستین که فکر میکنه شما پیرین . درواقع شما فکر میکنسن خیلی خیلی پیرین . هر روز صبح که فلیکس با اون صدای بمش بیدارتون میکنه خودتونو برای رویارویی با عزرائیل اماده می کنین ولی وقتی چشماتونو باز میکنید و میبینید فلیکسه نفس راحت میکشید
سونگمین ::
شما رسما دلقک رسمی سونگمین هستین 😍
مهم نیست اصلا چی کار میکنین ، هرکاریم انجام بدین تهش اون به پیرزن بودنتون ربطش میده . « این لباسا چیه میپوشی ؟ از سنت گذشته » « عزیزم مطمئنی بچه میخوای ؟ تو الان باید نوه داشته باشیا » « بیا از لحظاتمون لذت ببریم . به هر حال تو دیگه یه پا اجوما شدی باید انتطار داشته باشم تا یکی دو سال اینده بمیری » ( بابا سی سالشه بدبخت😭 )
البته که از شما کتکم میخوره پس چی . دیگه سونگمین هم نصف پنجاه سالشه ، نمیتونه به خوبی از دستتون فرار کنه .
ولی تنها جایی که سونگمین دهنشو باز نمیکنه موقع موقع خواب و عشقولک بازیه . به هر حال وقتی خیلی ناز تو بغلش خوابیدین چجوزی میتونه مسخرتون کنه ؟ البته اینا مسخره کردن حساب نمیشن ، زبان عشقشه به دل نگیرین
جونگین ::
شما فاصله سنیتون با این بچه نسبت به بقیه اعضا یکم زیاده میدونین ؟ البته که ایشون هیچ حس معذبی ای باهاتون نداره چون هرچقدرم ازتون کوچک تر باشه بازم بالغه و همچیز سرس میشه .
بیشترین دعوایی که شما میکنین سر حساب کتاب پول های هر ماهتونه چون اون ریاضیش ضعیفه ولی خبلیم لجبازه و سر جواب غلطش پافشاری میکنه که این باعث میشه اعصاب شما که در سلامت کامله و اصلا هم مشکل نداره خط خطی بشه برینین بهش ولی تهش همیشه معذرت خواهی میکنین با بوس و اگیدیجیدی و لوس کردنش اونم خر میشه
اون همیشه تو مسئله مد و فشن کمکتون میکنه چون شما اصرار دارین که دیگه رو دور نیستین و از مد افتادین ولی اون دلش نمیخواد شمارو ناراحت ببینه
اون انقدر پیشتون راحته که اصلا فاصله سنیتون رو احساس نمکنین و از این بابت خوشکالین
#سناریو #اسکیز #فیکشن
- ۴.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط