یادم نیست چه کسی اما از زبان کسی شنیده بودم اگر روزی میان

یادم نیست چه کسی اما از زبان کسی شنیده بودم اگر روزی میان ماندن یا رفتن به شک افتادی حتما برو... چون نباید کار به جایی میرسید که به ماندنت شک کنی.

آن روزها که بین رفتن و ماندنم شک داشتم انگار جفت پاهایم را برای رفتن از ان رابطه ی لعنتی بریده بودند. هوای رفتن داشتم تا رها شوم اما چیزی در تمام وجودم ماندن را صدا میزد...به خودم که آمدم دیدم هردوی ما مدت هاست که بدون هم رفته ایم؛ تنها عادتی هر روزه جسممان را به هم نزدیک میکرد...و همین ماندن های از پیش رفته شده بود که عذابمان میداد.

#نرگس_حریری
دیدگاه ها (۲۱)

چه ساده قلبمان را دو دستی چسبیده ایم که مبادا کسی آنرا بدزدد...

من گرفتار خودم هستم و زندان خودمهرچه کردم به خودم کردم و وجد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط