من آدم مغروری هستم.اولش غرور برایم معنی نداشت,وقتی که دید

من آدم مغروری هستم.اولش غرور برایم معنی نداشت,وقتی که دیدمت,وقتی که از زمین بلندم کردی,وقتی که عاشق هم شدیم,,مغرور شدم,تو شدی تمام غرور من,,سرم را بالا گرفتم,محکم قدم برداشتم,دیگر توی کوچه پس کوچه های شهر کسی را ندیدم و نخواهم دید,,چون تو تمام غرور منی,,,
همه کسم جانم فدایت,,
دیدگاه ها (۱)

فدای جگر گوشه ام...

بانوی من,,,,ترا که دارم,تا بی نهایت مطلق اوج میگیرم..به عظمت...

کنارم هم که هستی از دیدن چشمهایت تب میکنم..از گرفتن دستهایت ...

در روزگاری که کسی به کسی نیست,داشتن تو میشود همه کس من,,تویی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 167♡⁠。⁠)⁩هوا رو...

وقتی عموت بود

چند پارتی..«درخواستی» وقتی نصف شب مریض میشی و دوست پسرت رو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط