در سکوت این خانه تو را می خواهم
در سکوت این خانه تو را می خواهم
روی آرامش یک شانه تو را می خواهم
شعرم از جنس غروب است و پر از تنهایی
کنج آن کلبه ی ویرانه تو را می خواهم
سوختم آب شدم ریختم از داغ خودم
مثل رقصیدن پروانه تو را میخواهم
غم به روی سر من سایه کشیده ست ولی
دام بردار که بی دانه تو را می خواهم
از من خسته گریزان شده حتی دل من
با " پرستش " شده بیگانه تو را می خواهم
روی آرامش یک شانه تو را می خواهم
شعرم از جنس غروب است و پر از تنهایی
کنج آن کلبه ی ویرانه تو را می خواهم
سوختم آب شدم ریختم از داغ خودم
مثل رقصیدن پروانه تو را میخواهم
غم به روی سر من سایه کشیده ست ولی
دام بردار که بی دانه تو را می خواهم
از من خسته گریزان شده حتی دل من
با " پرستش " شده بیگانه تو را می خواهم
- ۳.۷k
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط