قرار است باران ببارد

قرار است باران ببارد
و بیقراری هایم را بشوید
اینک ...
آرزوی من این است
در این غوغای آسمان ،
کوچه را از میان
پنجره های پر از شمعدانی ببینم
وقتی تو از آن عبور می کنی
تو بیایی...... باران بیاید
و من بیقرار شوم ،
از آمدن هر دوی شما
دیدگاه ها (۳)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط