داداشم 21سالشه..اومده بهم میگه:یه کم از چیپست میدی؟

داداشم 21سالشه..اومده بهم میگه:یه کم از چیپست میدی؟
میگم:نه،،صدای جوجه درمیاره
میگم چرا اینجوری میکنی؟
میگه:الکی..مثلا جوجم،اگه چیپس ندی بهم میمیرم
امیدی بهش هست؟عایا؟این الکی چی بود مد شد
هیچ چیزو تنهایی نمیتونم بخورم:(
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۵یونا:اینجا‌وایسین تا من رمز رو بزنم بعدم بریم داخل جو...

سلام...میخوام براتون یه داستان تعریف کنمنه از اون داستان های...

[وقتی هم معلمته هم دوست‌پسرت...]______________________تقریبا...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی پارت :۴وی...

خنده ی ممنوعه.

سناریو:زخم التیامی/پارت ۷**نویسنده**باکوگو خشکش زد.بعد سریع ...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹²**ایزوکو**تو کلاس نشسته بودم و به دیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط