مادرم درحرمت بین دعاگفت: حسین

مادرم درحرمت بین دعاگفت: حسین
پدرم وقت زیارت به خداگفت: حسین

یک نفردرپس دیواربقیع گفت: حسین
دیگری درحرم کرب وبلا گفت: حسین

دست سائل به در صحن شما میکوبد
شاه هستی وببین بازگداگفت: حسین

نوکری که به دلش داغ زیارت ماندو
ناامید از همه وازهمه جاگفت: حسین

نوکری که به غم عشق توبیمار شدو
بین آن روضه به امیدشفاگفت: حسین

نوکری که وسط هروله هاگفت:حسین
باتعجب پدرش گفت:کجا گفت: حسین

صحن سقا، حرم عشق، دم شش گوشه
زیر آن قبه ودر شور و نوا گفت: حسین


درشب اول قبرش که رسید اربابش
نوکرایستادوبه اوگفت شما !! گفت حسین،


#فکرنو
#مذهبی
#زیارت
#لبیک-یاحسین(ع)
دیدگاه ها (۲)

حالا که نیامدم دمت را بفرستمن نیستم آن جا کرمت را بفرستگفتم ...

خوشا به حالتان کربلایی ها مانده ایم در این شهر غریب میتوان د...

نزدیک اربعین دل جا مانده ها گرفتیک بینوا برای خودش ربنا گرفت...

#فکرنو#مذهبی#زیارت-وارث

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط