اگر غروبی بعد از مرگم از تو پرسیدند که ان دیوانه میگه زما

اگر غروبی بعد از مرگم از تو پرسیدند که ان دیوانه میگه زمانی با تو بوده.بگو:
زمانی با من بود.
دریایی از عشق بود که در حسرت ان خردش میکرد
بگو:قطره ی اشکی بود که در هیچ دیده جز دیده ی محبت من جا نداشت!
بگو:دیوانه ای بود که در بت پرستی بتش را دیوانه وار دوست داشت!
بگو:زمانی با من بود ولی تا اخرین لحظه ی حیاتش می گفت:
وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند.
وقتی خواستم راه عشق روم گفتند گناه است.
وقتی خواستم سخن بگویم گفتند دروغ است.
وقتی خواستم گریه کنم گفتند کودکانه است.
در حالی که سکوت کرده ام گفتند عاشق است
دیدگاه ها (۱)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فاصله یک لبخند تا جنون

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

فیک تهکوک وارث زار

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

پارت ۳۴ — «اولین قدم»سوهی چند روز هیچ کاری نکرد.نه با یورا ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط